دارم چمدونمو جمع میکنم . دوتا لباس راه راه میبینم و هربار چک میکنم ببینم کدومشون سورمهایه . ولی هیچ کدوم نبودن .
یه بار بهش گفتم یه یادگاری بهم بده ، هرچی که باشه مهم نیست . هی میپرسید "چی مثلا ؟" و من میگفتم "واقعا فرقی نمیکنه .هرچی ."
آخرش برای اینکه ایده در دسترسی داده باشم گفتم "خودکار هم باشه اوکیه ."
دلش نیومد . گفتش " خودکار که نمیشه ، یه روز دیگه بیا تا بهت یه یادگاری بدم ."
من واقعا ناراحت شدم :))))
یک سال بعدش به عنوان سوغات برام یه لباس آورد . راه راه و سورمهای بود .
من به عنوان یادگاری نگهش داشتم . حتی دست به اتیکتش هم نزدم . هر وقت میدیدمش دلم میریخت پایین .
چند سال نگهش داشتم . اما بالاخره یه روز تصمیم گرفتم بپوشمش . به نشانه فراموشی بپوشمش . همون روزایی که موهامو قیچی کرده بودم . ولی حالا هر لباس راه راهی میبینم یادش میوفتم . فرای چه موشی ؟ :)