استاد یک پاور پوینت را آورد به عنوان استراحت وسط تدریس ...
گفت :" خب بچهها ، امروز میخوایم ببینیم آستانه آدم ها در تولد چقدره"
بچهها ریز ریز میخندیدند اما من بلند خندیدم
گفتم :"استاد آستانه چی دقیقا ؟"
گفت :" آستانه دیگه "
من همچنان میخندیدم . آخر این چه سوالی است ؟ یعنی میخواهد بحث مشروبات الکی را پیش بکشد ؟ یا نه ، آهنگ و حرکات موزون ؟؟ یا....؟ :)))
استاد گفت :" چرا میخندی ؟"
_" هیچی استاد شما بفرمایید "
عکس یک خانه خیلی خفن در بالا شهر و اتاق خواب مجلل و ماشین فول آپشن را نشانمان داد و گفت :" خب این وضعیت مالی این خانواده اس ، حالا شما دعوت شدین به تولد دوستتون که اینجا زندگی میکنه ، فکر میکنین چی براش کادو ببرین خوشحال میشه ؟ "
یکی از پسر ها گفت :" استاد ما دعوت نیستیم"
استاد خندید و گفت :" دوست صمیمی تونه و دعوت شدین بگید ببینم چی براش کادو میبرین که خوشحال بشه"
همه بچهها هم نظر بودند که چیزی نمیتوانیم کادو بگیریم که فردی با چنین مشخصاتی در زندگیاش نداشته باشد .
استاد زد اسلاید بعدی ، حالا یک خانه متوسط و یک اتاق معمولی و ماشین پژو را نشان داد و گفت :" حالا فکر کنین تولد این دوستتون دعوت شدین ، چی براش کادو میبرین که خوشحال شه ؟ "
یکی از بچهها گفت :" استاد این با یه عروسک هم خوشحال میشه😂"
استاد لبخند پیروزمندی زد و گفت :" بله بچهها ، نفر قبلی چون آستانه خوشحالی خیلی بالایی داشت ، خیلی دیرتر از بقیه خوشحال میشد ولی یک فرد معمولی چون آستانهاش پایین تره خیلی راحت تر خوشحال میشه پس نمیشه از ظاهر زندگی فرد بگیم اون الان خوشبخت تر یا خوشحال تره ، گاهی وفتا آدما با چیزای معمولی زندگی شاد تری دارن "
من که یاد صدا و سیما افتاده بودم باز هم میخندیدم . به یاد "خونه ما خیلی کوچیکه ، ولی خیلی با صفاس" افتادم .
حالا ما هم اینطور شدیم . برای یک پیامک که آزاد شده خوشحال میشویم :)))
- شنبه ۲۸ دی ۰۴