zary :)

[ وی بابت اتلاف وقتتان در این بلاگ پاسخگو نخواهد بود ؛ در هیچ زمانی ]

مدرسه

این روزها که حدود ساعت ۱۲-۱ ظهر بیرون از خانه‌ام ، بچه مدرسه‌ای ها را می‌بینم .

به پریسا گفتم :" من مدرسهههه میخواااام"

پریسا گفت :" نمی‌فهمم از چیِ مدرسه خوشت میاد ؟؟"

واقعا هیچ چیز دبیرستانم دوست داشتنی نبود .

گفتم :" یادته بعد از آخرین امتحان سال دوازدهم رفتیم باغ بانوان ؟"

گفت :" خب اونم عملا مدرسه کلا تموم شده بود . بازم ربطی بهش نداره "

قبول کردم . راست می‌گفت .

از مهسای مو قرمز می‌پرسم . خوشحال می‌شوم . دلم خواست می‌توانستم زنگ بزنم. کاش حرفی برای گفتن با او داشتم . ندارم .

من از چه چیز مدرسه خوشم می‌آید ؟

مدرسه در من تمام نمی‌شود .

تا بوده لوکیشن خواب هایم مدرسه بوده . از دبستان و راهنمایی بگیر تا دبیرستان .

مدرسه مرا رها نمی‌کند .

حتی یکی به من گفت " این مدرسه دلش برات تنگ می‌شه"

هاها . خنده‌دار بود واقعا . آنقدر رفت و آمد کرده‌ام که تک تک دایره های زرد کف آسفالت حیاط مرا به خاطر دارند و دلشان برایم تنگ می‌شود . اگر فرهنگیان می‌رفتم دبیری زیست میخواندم و به مدرسه‌مان بازمی‌گشتم ؛ باشد که مدرسه از دلتنگی من در بیاید و کمتر غصه بخورد .

چقد این پست رو درک کردمش. نمیدونم چرا.

مدرسه دوست داری ؟ :)

همین الان توی اینستا یه ریل دیدم که نوشته بود "وقتی زنگ آخر میخوره و تو و دوستات بعد از این دیگه با هم از مدرسه بیرون نمیاین‌"

غممان گین شد راستش.

وای این ریلزا منو بسی گمگین می‌کنه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چه دعایی کنمت بهتر از این
که شود عاقبتت ختم به خیر

بزرگواران یه صلوات بفرستین :))

Designed By Erfan Powered by Bayan