کیلویی چند ؟

نمیدانم آن دنیا احساسات آدم ها چگونه محاسبه میشود .

ثواب ؟ گناه ؟ خنثی ؟

مثلا خدا می آید میگوید چرا انقدر درگیر آدمی بودی و ذهن و فکر و انرژی ات را برایش گذاشتی ، در حالی که میتوانستی کار های بهتری انجام دهی ؟

یا نمیگوید نعمت عقل و احساس را چرا انقدر بیهوده خرج کردی ؟

نمیدانم .

 

یادم می آید انقدر عذاب وجدان داشتم و از این عذاب خسته بودم که در دفتر آبی رنگم به خدا نامه نوشتم " خدایا ، ببخشید ، فقط همین امسال ... بعدش دیگه فراموش میکنم . "

الان 4 سال از آن یکسال گذشته . 

خدایا . بیا خودت پاکش کن . من پاک کن ذهن ندارم .

۳ نظر ۸ لایک

در ناخوداگاهم چه میگذرد ؟

خواب میبینم دارم از او فرار میکنم .

مثلا او فلان جا ایستاده و من یکجوری میخواهم از آن منطقه دور شوم که مرا نبیند . بعدش دلم برایش تنگ میشود برمیگردم .

از ابان ماه تا الان تم خواب هایم این گونه شده .

۰ نظر ۳ لایک

من

من، خرخونِ جمع درس نخونا

و درس نخونِ جمع خرخونام :)

 این وضعیت من در مدارس بود :)

از دو طرف رانده شده .

۶ نظر ۳ لایک

بعضی گمان ها گناه اند

إن ظننت أننی لا أفتقدک
فإن بعض الظن إثم

اگر گمان بردی که دلتنگت نیستم
پس بدان که بعضی گمان‌ها گناه اند .

 

+آمدم عکس پروفایلم را عوض کنم ، دیدم مود تر از این چه بگذارم ؟

++این را از وب "ابی غم رنگ" دارم :)

۶ نظر ۴ لایک

اصلا ایزی .

 بهتره به جای فراموش کردن راه دیگری را انتخاب کنی. ما نمی تونیم بسیاری از خاطرات خودمان را فراموش کنیم و اتفاقا وقتی تلاش می کنیم که در ذهن خود کمرنگ کنیم بیشتر پر رنگ می شود. بنابراین بهتر است به جای این کار تلاش کنی هر زمان یاد ایشان در ذهنت می آید حساسیت نشان ندهی و بگذاری در ذهنت باشد اما برای اینکه تکرار یادش کمتر شود ذهن و زندگی ات را از کلی کارهای جدید پر کنی. خودت را به کارهای مورد علاقه ات، دوستانت، برنامه و اهدافت، تلاش های جدید برای دریافت نتایج بیشتر و بهتر مشغول کن و ببین چطور یاد ایشان کمرنگ تر و کمتر می شود.

 

منی که وسط مکالمه ها و هرهر کرکرها با دوستام هنوز مغزم بای دیفالت داره تو خاطرات سرچ میزنه . 

۴ نظر ۱۰ لایک
چه دعایی کنمت بهتر از این
که شود عاقبتت ختم به خیر

بزرگواران یه صلوات بفرستین :))

آخرین مطالب
چالش نادشیکو ۴
چالش نادشیکو ۳
چالش نادشیکو ۲
چالش نادشیکو
ساعات پایانی عمر
..
خاطرات مدرسه
حس
ضایع اس ؟
آرشیو مطالب
پیوند ها
دیزالو
پردیس یار (مترسک)
معلم ، خواهر هیتلر
پرژین و مورچه
غمی
بند باز
آسمون (۳بار)
جوراب های نشسته
جامانده
داستان کوتاه ( خانم سیاح)
بک‌گراند تکرار شونده
نقد انیمه و انیمیشن
نرگس
ریحان
کسی که نفهمیدم عشقش آسمانی بود یا زمینی !
نکات وبلاگ نویسی
درخواست رسمی
تجربیات یک عدد کنکوری 99
یک شاعر پاکستانی !
فیزیک
ابزار برنامه هفتگی وبلاگ نویسان
نیکولای آبی
تک بیتی های بی مخاطب اقا گل
وبلاگ های تازه بروز شده
نتایج رای گیری و اعلام وبلاگ های برتر
الما توکل
:) فیلم
نوشته های آقای در حال تشکیل
پیوندهای روزانه
واکنشگرایی قالب های پیش‌فرض بیان
لکه‌بری با حمیدو :)
ابزار وبلاگ بیان
از دیار حبیب
پوست و مو
روایت سیل عظیم
سندرم گاو خوش دهان
خداوند
گربه کوشولو (امید به زندگی)
اموزش برنامه نویسی
نارسیس و اخو
مناجات (...)
برای کتاب خوان ها (موراکامی)
معرفی سایت کمکی
چرا زندگی میکنید ؟
به انتظار آینده
آرشیو خوانی وبلاگ های حذف شده
خداوند عاشق
صفر تنها ( وایولتا !!! )
عشق گل گلی :)))

۱۵ فروردين ۱۴۰۴