سیتی آف ستارز... آر یو شاینین جاست فور می ؟ :)

دیشب داشتم اهنگ گوش میدادم .

البته اهنگای سه چهار سال پیش .

رسیدم به این ...

من این فیلمو به یواشکی ترین حالت ممکن دیدم (توی کامپیوتری که هرکی میومد کامل رو صفحه اشراف داشت /: بعد وسطاشم مامانم اومد سر زد .)

اره خلاصه .

میشه گفت از این اهنگ به بعد روی پیانو کراش زدم ... هی به وانیا اصرار که تیریخیدا بیا برو نوت این اهنگو گیر بیار بزن . اونم گفت باشه ولی اخرش یادش رفت .

 

بعدانوشت در ۷ شهریور ۴۰۳ :

این اهنگ از موبایلم پخش میشد و من هم‌خوانی میکردم

سحر گفت " اینا چیه گوش میدی ؟ چرا انقدر رمانتیک شدی ؟ "

و من فقط لبخند زدم .

 

۰ نظر ۳ لایک

دو نقطه پرانتز

دیدم آنلاینه ...

واسش یه پیام حاوی "  :")  " فرستادم .

و همون موقع فاطمه پیام داد و نوتیف اومد .

یه لحظه واقعا قلبم ریخت .

فکر کردم اونه  ...

خیلی وقته فقط سین میزنه جواب نمیده .

با خودم میگم شاید این شماره مو سیو داره ؟ ولی فکر نمیکنم .

 

جدیدا توی خواب هام داره طرد میکنه ...

هر وقت این مدل خواب میبینم یعنی تصور درونیم ازش این شکلی شده .

۲ نظر ۳ لایک

بوم بوم

مغزم بعضی وقت ها روی یک آهنگ کلید میکند...

کاش یک اهنگ خوبی بود لاقل...

مثلا امروز از صبح تا خود عصر مدام روی " قلب خونه ما بوم بوم میزنه با درسا" گیر داده بود .

یعنی پس زمینه نزدیک 6 ساعت درس خواندن این اهنگ مسخره بود .

 

احیانا اگر تلویزیون ایران نمیبینید کلیک

 

+ یاد استلا می افتم و پست های پیام بازرگانی اش .

++ یک زمانی که وبلاگ دردانه را میخواندم از تبلیغ بیسکوییت نیکا نوشته بود ، یاد او هم افتادم .

پ.ن : یادم می اید کلاس دهم بودیم ... بعد برای مسخره بازی میگفتیم " سلامت گااااوه " 

حالا اینکه چرا باید گاو نر شیر بدهد من هم نمیدانم

احینا اگین کلیک

 

۳ نظر ۴ لایک

بدون عنوان

میرفتم کلاس زبان ... حدودا ساعت های 4:30 بعد از ظهر ..

یک خانمی بود که اوشونم دقیقا همون ساعت همون مسیر رو میرفت .

و معمولا هم جلوی من بود

یه خانم پیر که موهاشو از پشت بافته بود و تا کمرش میرسید .

همیشه هم یه ربان لای موهاش بود :)

انقدر کیوت بود و من متعجب بودم که تو این سن چطور حال و حوصله داره مو های سفید شو تا کمر نگه داره :)

 

پ.ن : احیانا اگر تصوری از ربان با موی بافته ندارید این عکس هم گذاشتم XD

۰ نظر ۱ لایک

امان از کلمات

از گذر هر روزه در ذهنم خسته نمیشوی عزیز دل من ؟ :")
باور کن به هرکه بگویم مرا مسخره می کند ... این حجم از احساس نباید برای تو باشد .

 

پ.ن : وقتی "عزیزم" را هجی میکنم به "عزیز دل من" میخواهم اوج عزیز بودن را نشان دهم . که من در انتخاب کلمات همینقدر تنگ دستم. نمیدانم چه بگویم که حجم این احساس و این کلمه معنا شود .

 

به قول فاطمه :

  گاهی انقدر دلمون تنگ می‌شه که حتی بیانش هم نمی‌تونه حق مطلب رو ادا کنه. گفتنش حتی باعث می‌شه از زیادی حجمش کم بشه و تقلیل پیدا کنه به همین چهارتا کلمه؛ دلم برات تنگ شده... . 
bigodar.blog.ir  

۲ نظر ۷ لایک

دوران جهل.

داشتم نوت گوشیم و مرور میکردم

رسیدم به این و .... پاچیدم از خنده . واقعا . این حجم از خل و چلی رو از کجام می اوردم عاخه ؟ /:

 

من و دیگر دانشمندان بزرگ ، اعم از انیشتین ، نیوتون ، بوعلی سینا و... اوقات خوشی را برایتان آرزو مندیم 

 

یه پیامی به این مضمون واسش فرستاده بودم :))))))

۳ نظر ۴ لایک
چه دعایی کنمت بهتر از این
که شود عاقبتت ختم به خیر

بزرگواران یه صلوات بفرستین :))

آخرین مطالب
چالش نادشیکو ۴
چالش نادشیکو ۳
چالش نادشیکو ۲
چالش نادشیکو
ساعات پایانی عمر
..
خاطرات مدرسه
حس
ضایع اس ؟
آرشیو مطالب
پیوند ها
دیزالو
پردیس یار (مترسک)
معلم ، خواهر هیتلر
پرژین و مورچه
غمی
بند باز
آسمون (۳بار)
جوراب های نشسته
جامانده
داستان کوتاه ( خانم سیاح)
بک‌گراند تکرار شونده
نقد انیمه و انیمیشن
نرگس
ریحان
کسی که نفهمیدم عشقش آسمانی بود یا زمینی !
نکات وبلاگ نویسی
درخواست رسمی
تجربیات یک عدد کنکوری 99
یک شاعر پاکستانی !
فیزیک
ابزار برنامه هفتگی وبلاگ نویسان
نیکولای آبی
تک بیتی های بی مخاطب اقا گل
وبلاگ های تازه بروز شده
نتایج رای گیری و اعلام وبلاگ های برتر
الما توکل
:) فیلم
نوشته های آقای در حال تشکیل
پیوندهای روزانه
واکنشگرایی قالب های پیش‌فرض بیان
لکه‌بری با حمیدو :)
ابزار وبلاگ بیان
از دیار حبیب
پوست و مو
روایت سیل عظیم
سندرم گاو خوش دهان
خداوند
گربه کوشولو (امید به زندگی)
اموزش برنامه نویسی
نارسیس و اخو
مناجات (...)
برای کتاب خوان ها (موراکامی)
معرفی سایت کمکی
چرا زندگی میکنید ؟
به انتظار آینده
آرشیو خوانی وبلاگ های حذف شده
خداوند عاشق
صفر تنها ( وایولتا !!! )
عشق گل گلی :)))

۱۵ فروردين ۱۴۰۴